اصولی برای نقد و منتقد

با توجه به بوجود آمدن فضایی مسموم وبه دور از انصاف برخی  که خود را به راستی منتقدی روشنفکر می دانند ونمیدانند برای منتقد بودن اصول وشرایطی است که داشتن آنها لازم است والبته کافی نیست ،بر آن شدم تا با کمی تحقیق و وب گشت ،مطالبی رابه جهت روشن شدن معنای "منتقد"جمع آوری کنم.  به صرف خواندن چند کتاب تاریخی و فلسفی و داشتن یک وبلاگ و گرفتن یک عکس فیلسوفانه و تاختن به زندگی و افکار دیگران نمی توان "منتقد"بود.

ارزیابی 10 نویسنده از وضعیت نقد ادبی در گفت و گو با " مهر "
دکتر صابر امامی - شاعر و منتقد ادبیات گفت : نقد ادبی در حال حاضر قائل به شرایطی خاص است ، بخشی از آن همین نان قرض دادنهای معمول است که چنین نقدی را اساسا باید تعطیل شده دانست ، اما در مقاطعی ، نقد ادبی به صورت جدی وجود دارد اگر چه متاسفانه بسیار آرام صورت می گیرد ، به طوری که نمی تواند موجی ایجاد کند و مخاطبی را برانگیزانـد ، بر همین اساس نمی توانم از بنیاد بر نبود نقد ادبی یا منتقدان ادبی در جامعه ی امروز ایران صحه بگذارم.

رضا اسماعیلی : دست نسل جدید در حوزه ی نقد ادبی خالی است / منتقدان فعلی با حب و بغض نقد می کنند

این شاعر در گفت و گو با خبرنگار ادبی مهر با بیان این مطلب افزود : معتقدم که در جامعه ی امروز ایران ، از وجود منتقد حرفه ای ادبیات که از زاویه ی علمی و فنی ، آثار ادبی را مورد نقد و بررسی قرار بدهد ، محروم هستیم

بهروز توکلی : نویسندگان خارجی " منتقد " را مزاحم خود نمی دانند / قضاوتهای شخصی نباید وارد فضای نقد شود

محمد علی گودینی که طی دو سال گذشته ؛ به عنوان کاندیدای دریافت جوایز ادبی " یلدا " و " قلم زرین " معرفی شد ، تصریح کرد : عده ای دیگر نیز طی سالهای اخیر خود را به عنوان " منتقد ادبی " معرفی کرده اند ، اما صراحتا باید گفت که فاقد صلاحیت ادبی و سواد لازم در این زمینه هستند ، در حال حاضر منتقدان ما در حاشیه سیر می کنند و از متن غافلند !

محمد کاظم کاظمی : نسل بعد از ما امکانات بیشتر و انگیزه کمتری دارد /

علی رضا طبایی : " نقد " سرکوبگرانه را قبول ندارم

ضیاء الدین ترابی - شاعر و منتقد ادبیات گفت : فعالیت های مکتوبی که در حال حاضر با عنوان " نقد ادبی " ارائه می شوند ، مشتمل بر دو نوع هستند ، نوع اول نقدهایی هستند که ارزش خواندن دارند و نوع دوم نقدهای ژورنالیستی و ذوقی هستند که بیش از آنکه تابع منطق و تکنیک باشند ، متاثر از احساسات و سطحی نگری اند و ارزش خواندن ندارند.

حبیب احمد زاده : عرصه ی " نقد ادبی " میدان تاخت و تاز و رفاقت نیست

 

http://www.persian-language.org/Group/Criticism.asp?ID=622&P=8

با کمی تحقیق و تنها کمی انصاف می شود شرایط متعارفی برای "منتقد"بودن تعریف کرد.که به اختصار بیان می کنم.

1 - ایجاد فضای مناسب به جهت نقد وبررسی آثار و حضور آفرینندگان آثارهنری .که متاسفانه سازمانهای فرهنگی  وشوراهای هنری کمترین همیت رادرین بخش به خرج نمی دهند.البته امروزه رسم وعادت به گونه ای است که نقد در فضایی مسموم صورت می گیرد ومعلول آن تخریب و تضعیف است.

2- تهیه منابع وماخذ مورد اطمینان با هماهنگی آفریننده اثر.این بخش از آن جهت دارای اهمیت است که ازهرگونه سوءتفاهم و سوءاستفاده جلوگیری شود.

3- دارا بودن دانش کافی به همراه ذوق و تحلیل صحیح به دور از احساسات وقلیان های روحی و اصولا با هدف سازندگی و مثبت اندیشی .چنانچه نقد برای تاختن وتخریب به کار برده شود معادله ای ایجاد نموده ایم که لاینحل مانده و ایضا بی نتیجه وبی تاثیر بروی دیگران خواهد بود.

4-نقد  زمانی بر تارک قدرت می نشیند که حضور چهره ها درکنار هم و داشتن فرصت برابر برای بیان نظرها ایجاد شده باشد.نظرها گاه موافق وگاه مخالف می شوند.نگاه منطقی دیگران به وجود گفتمانی سازنده و به دور از مجادله و توهین مهر تاییدی بر نقد خواهد بود.

البته شرایط افزون بر این موارد وجود دارند،اما آنچه به سادگی ملموس است جای خالی این 4اصل در بسیاری از نقد ها دیده می شود.به هر حال می توان به نتیجه ای واحد رسید .نقد های هنری که دارای این شرایط نیستند و افرادی که حداقل اصول را درنیافته اند خالی از اعتبار وارزش اند .امید آنکه نقد درچارچوب فرهنگی خود با نیت و هدف رشد وتثبیت هنروهنرمند جایگاه خود را باز یابد.

 

حجت اشرف زاده

ارتباط با ما
پیوندهای مرتبط
موسیقی
عکس
آثار
اخبار
بیوگرافی
خانه